وبلاگ دبیر علوم اجتماعی
این وبلاگ متعلق به دبیر علوم اجتماعی منطقه یازده تهران می باشد 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان


   در این بخش به طور مختصر به چهار گروه از سنگ ها اشاره خواهد شد که در مقابل پذیرش آبهای سطحی دارای ویژگی های متفاوتی هستند. این گروه ها عبارتند خواهند بود از:
   1- سنگ های فشرده با شکاف های باریک:
   شکاف این سنگ ها که اغلب از سنگ های آذرین یا دگرگونی می باشند، نسبتاً بندرت عمیق می باشد. به هر صورت به نظر نمی رسد آبی که در اعماق این سنگ ها یافت می شود در ارتباط مستقیم با شکاف های سطحی آن ها بوده باشد.
   2- سنگ های فشرده با شکاف های عریض و غارها:
   زمین های آهکی نمونه های خوبی از این گروه سنگها می باشند. شکاف های سطحی این سنگ ها متعدد بوده، براثر عمل شیمیایی آب های جاری عمیق گشته اند. آب باران که کم و بیش سرشار از گاز کربنیک می باشد سنگ آهک را که به ویژه از کربنات کلسیم تشکیل شده است در خود حل می نماید. بدین ترتیب بی کربنات کلسیم تشکیل می گردد که قابلیت حل آن بستگی به فشار گاز کربنیک و درجه حرارت هوای محیط دارد. شکاف های سطحی در عمق به شبکه هایی که بعد و گسترش آن ها به میزان حلال بودن آب های نفوذی بستگی دارد متصل می گردند. در اغلب غارهای واقعی به جریان های زیرزمینی آب برخورد می نماییم. در سنگ هایی با شکاف عریض، اصولاً جریانهای آب استقلال دارند یعنی به طور مستقل از یکدیگر جریان دارند. زمین های آهکی، گچی، گاهی ماسه سنگ ها و ندرتاً مارن ها دارای چنین ویژگی هایی می باشند

 

   این سنگها در واقع تشکیل مناطقی را می دهند که در آنها آب های زیرزمینی ویژگی های حقیقی سفره را دارا می باشند. ماسه سنگ ها و انواع مختلف شن ها این نوع قابلیت نفوذ را از خود نشان می دهند.
   سنگ های متخلخل و غیر قابل نفوذ:4
   این نوع از سنگ ها به واسطه ریز بلوربودن و ظرفیت ویژه شان در جذب آب، مشخص می گردند. کامل ترین آنها خاک های رسی است یعنی سیلیکات های آلومین هیدراته که قادرند علاوه بر آبی که در ترکیب خود دارند (آب تبلور) مولکول های زیاد آب را جذب نمایند. از این امر نتیجه میشود که رس های جاذب رطوبت که مقادیر مهمی از آب را در خود نگه می دارند، عملاً خصوصیت نفوذناپذیری را نسبت به جریان سطحی حفظ می نمایند.
   در طبقه بندی که شرح آن گذشت، دو نوع از سنگ های غیر قابل نفوذ و دو نوع دیگر از سنگ های قابل نفوذ معرفی گردید. در رده سنگ های غیرقابل نفوذ سنگ های ناپیوسته که طبیعتاً جاذب رطوبت هستند و آب را نگه می دارند (رس) وهم چنین سنگ هایی که فشرده و متصل بوده، شکاف هایشان به سرعت به وسیله تجزیه خود آنها پر می گردد جای می گیرند. گرانیت ها در صورتی که دارای شکاف های عریض نباشند و همچنین فلدسپات ها همانند سنگ های غیرقابل نفوذ عمل می نمایند، معذالک همان طور که از نظر گذشت امکان ذخیره شدن مقادیر متنابهی آب در گرانیت ها و گنیس ها وجود دارد.
   در رده سنگ های حقیقتاً قابل نفوذ، دو گروه بزرگ تشخیص داده می شود. زمین های دارای قابلیت نفوذ کم مانند زمین های شنی و زمین های دارای قابلیت نفوذ زیاد، مانند زمین های آهکی. زمین های گچی به ویژه ماسه سنگ ها ممکن است حائز صفاتی بین دو نمونه آخری این رده بندی بوده باشد

   اختلاف اساسی بین دو سنگ پیوسته مانند گرانیت و آهک در کیفیت عمل آب بر روی سطوح آن ها می باشد. فرآورده های حاصل از تجزیه گرانیت عموماً شکاف ها را پر می نمایند، برعکس، باقی مانده حاصل از آهک زدایی زمین های آهکی بسیار کم اهمیت تر از توده سنگی می باشد که تحت تأثیر فرسایش شیمیایی قرار گرفته است. از این امر تعریض تدریجی حفره های اولیه و تشکیل شبکه های زیرزمینی عمیق و پیوسته در آهک نتیجه می شود

                                                                                                                                              زمین های دارای قابلیت نفوذکم:
   انواع این خاک ها زیاد است. اکثراً شن ها به قطر های مختلف باعث تمایز آنها از یکدیگر می شود. هم چنین، خصوصیات این شن ها بسیار متفاوت می باشد، شن های گلوکونی دار، دولومیتی، سیلیسی و ....
   اغلب این شن ها در نتیجه از بین رفتن سیمان آهکی براثر دخالت شیمیایی آب های گاز کربنیک دار حاصل می گردند. به همین ترتیب، ماسه سنگ ها معمولاً قسمتی از تخلخل خود را مدیون از بین رفتن آهک بین دانه ای می باشند. کلیه این خاک های واجد قابلیت نفوذ کم دارای یک ویژگی مشترک می باشند و آن تخلخل آنهاست که به قطر دانه های متشکله آنها بستگی دارد. آب در عبور از چنین زمین هایی چنانچه قطر دانه های آن ها کوچک باشد، حقیقتاً نفوذ می کند یا اگر زمین از عناصر درشت تر تشکیل شده باشد (سنگریزه ها) فرو می رود.
   زمین های دارای قابلیت نفوذ کم به وسیله تخلخل و قابلیت نفوذ مشخص می گردند. تخلخل عبارت است از نسبت بین حجم فضاهای خالی سنگ به حجم کل آن. با دانستن آن می توان مقدار آب موجود در واحد حجم سنگ را تعیین نمود.
   در حقیقت آب موجود در یک زمین قابل نفوذ را می توان به سه قسمت تقسیم نمود.
   الف) آب غشایی که حفرات میکروسکپی سطح دانه را پر می نماید.
   ب) آب موئینه که به کمک کشش سطحی روی دانه ها و بین آنها نگه داری می شود.
   ج) آب ثقلی که تحت تأثیر نیروی ثقل در صورتی که سطوح پایینی سفره مناسب باشد جریان می یابد. مجموع آب غشایی و آب موئینه آب نگه داری ویژه را تشکیل می دهند. تنها آب ثقلی جهت تغذیه آب های زیرزمینی در زمین به پایین می رود.
   قابلیت نفوذ یک زمین، امکان واقعی گذرآب را به زیرزمین بیان می نماید. در زمین های با قابلیت نفوذ کم «قابلیت نفوذ» توسط مقدار آب ثقلی که از سطح مقطع واحدی در واحد زمان، تحت شارژ (بار) معینی عبور می نماید، اندازه گیری می شود و این امر موجب می گردد در صورتی که تخلخل سنگ معلوم باشد بتوانیم سرعت نفوذ آب را تعیین کنیم.
   قابلیت نفوذ تابع مجذور قطر دانه هایی است که زمین قابل نفوذ را تشکیل می دهند. البته لازمه چنین توصیفی این است که نظمی در قطر دانه ها وجود داشته باشد. پایین تر از قطر معینی در دانه بندی (دانه های ظریف) اگر آب ثقلی وجود نداشته باشد، آب غشایی و آب موئینه تمام حجم فضاهای خالی بین دانه ها را اشغال می نمایند.
   در صورتی که قطر دانه های یک زمین متخلخل از یک صدم میلی متر کوچک تر باشد، می توان پذیرفت که در این چنین زمینی یک نفوذ پذیری واقعی در مقابل جریان سطحی شروع می شود. خاک رس که سیلیکات آلومین هیدراته است و گسترده ترین نوع آن کائولینیت می باشد علاوه بر آب تبلور خود مقدار مهمی آب بر روی سطوح بلورهای تخت خود نفوذ می دهد.در این مورد نفوذ منظم صورت می گیرد که به رس امکان می دهد تا 60 درصد حجم خود آب داشته باشد.

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٦ ] [ ۸:۳۱ ‎ب.ظ ] [ پرتو حبیبی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

طراح سایت دبیر علوم اجتماعی تهران م 11:
موضوعات وب
 
امکانات وب
p style="text-align: center;">استخاره با قرآن
استخاره با قرآن