وبلاگ دبیر علوم اجتماعی
این وبلاگ متعلق به دبیر علوم اجتماعی منطقه یازده تهران می باشد 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان
درک پدیدار شناسانه ی معنای فقر
معلم به دانش آموزانش گفت در باره آدم فقیر انشاء بنویسید.
نوبت به دانش آموزی پولدار و البته از طیف مرفهین بی درد رسید
 تا انشایش را بخواند . و او اینچنین خواند :
آدم فقیر خیلی فقیر است ،خیلی بدبخت است .آدم فقیر نه تنهاخودش فقیر است بلکه مستخدمشان هم فقیر است،آشپزشان هم فقیر است ،راننده و باغبانشان شان هم بیچاره و فقیرند.
.....خلاصه الهی بمیرم برای آدم فقیر که خیلی فقیر است.
این درک تفهمی از فقر توسط این دانش آموز مرا یاد بعضی نمایندگان و مدیران مرفه(البته زحمتکش) می اندازد که می خواهند درجهت توسعه و ریشه کنی فقر اقداماتی ساختاری و انقلابی انجام دهند.
[ ۱۳٩٢/۸/٢۱ ] [ ۸:۳٧ ‎ب.ظ ] [ پرتو حبیبی ]

ایام سوگواری محرم بر شما گرامیان تسلیت باد .

[ ۱۳٩٢/۸/۱۸ ] [ ٦:٤٢ ‎ق.ظ ] [ پرتو حبیبی ]

امام حسین (علیه السلام) : ای پسر آدم همانا تو مانند روزگاری ، هر روزی که بر تو بگذرد قسمتی از عمرت کاسته و کم میگردد.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 98

امام حسین (علیه السلام) : هرکس زبانش راستگو باشد کردارش پاکیزه باشد و هرکس نیت خیر داشته باشد روزیش فراوان گردد و هرکس با زن و بچه اش خوشرفتار باشد عمرش طولانی شود.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 323

امام حسین (علیه السلام) : فقیران و تهی دستان مومنان چهل سال زودتر از ثروتمندان وارد بهشت میشوند ، امام (علیه السلام) برای درک بیشتر این موضوع مثالی را هم بیان فرمودند : مانند دو کشتی که از گمرک می گذرند ، مامور وصول گمرک به آن دو کشتی نگاه میکند و یکی از آنها را پر از بار می بیند و دستور می دهد آنرا نگه دارید.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 370

امام حسین (علیه السلام) : ایمان بنده مومن کامل نمیشود مگر اینکه در او چهار خصلت باشد : 1.اخلاقش نیکو باشد ، 2.بخشنده باشد ، 3.از گفتن حرفهای زیادی خودداری کند ، 4.زیادی مالش را انفاق کند.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 454

امام حسین (علیه السلام) :
در حال رفتن به کربلا فرمودند : من مرگ را نمی بینم جز سعادت ، و زندگی با ستمگران را نمی بینم مگر ستوه و بی قراری.  تحف العقول صفحه 176


امام حسین (علیه السلام) در حال رفتن به کربلا فرمود : این دنیا تغییر کرده و منفور شده است ، خوبیهایش رفته ، و باقی نمانده از دنیا مگر ته مانده ای همچون کاسه ای که در ته آن مختصری بماند.مختصر زندگی بی ارزشی همچون چراگاه خطرناک ، مگر شما مشاهده نمی کنید که به حق عمل نمی کنند و از باطل گریزان نیستند ، باید مومن دل به دیدار پروردگار خود ببندد در حالی که طالب حق است.من مرگ را جز حیات و زندگی نمی بینم و زنده ماندن با ستمگران را جز بدبختی ، مردم بنده دنیایند و دین بر سر زبانهای آنها آویزان است  آن را می چرخانند بر محور زندگی خود ، وقتی به وسیله بلا آزمایش شدند دین داران کم خواهند بود ( دین لقلقه زبانشان است و در مواقع آزمایش الهی دین ندارند ).  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 109 )

امام حسین (علیه السلام) : امام (علیه السلام) به مردی که غیبت شخصی را در نزد آنجناب می کرد فرمود : از این کار خودداری کن ، غیبت و بدگویی پشت سر دیگران ، خوراک سگهای جهنم است.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 109 )

امام حسین (علیه السلام) : گروهی خدا را می پرستند به جهت آرزوی بهشت ، این عبادت تاجران است ، گروهی خدا را میپرستند از ترس جهنم ، این عبادت بردگان است ، گروهی خدا را میپرستند به شکرانه نعمتهایش ، این عبادت آزادمردان است و این بهترین عبادت است.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 110 )

امام حسین (علیه السلام) : عقل کامل نمی شود ، مگر به پیروی حق.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 116 )

امام حسین (علیه السلام) : درس دادن علم موجب پیدا شدن معرفت میشود و طول تجربه عقل را افزایش می دهد ، شرافت تقوی است ، و قناعت آسایش بدنهاست ، هرکه تو را دوست داشته باشد ( از کار ناپسند ) تو را باز میدارد ، و هرکه با تو دشمن باشد فریبت می دهد ( و به گناه تشویقت میکند ) بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 117 )

امام حسین (علیه السلام) : به ابن عباس فرمود : درباره چیزی که به تو مربوط نیست سخن مگو ، زیرا می ترسم به گناه دچار شوی ، درباره چیزی که مربوط به تو است نیز صحبت مکن ، مگر بدانی جای صحبت کردن است ، بسا از گویندگان که به حق سخن گفته اند ولی سرزنش شده اند. با دو کس بحث و جدال مکن ، شخص حلیم ، و شخص نادان . حلیم تو را عصبانی میکند و نادان اذیتت میکند ، در پشت سر برادر مومن خود همان چیزی بگو که دوست داری او پشت سر تو بگوید. چنان عمل کن همانند کسی که میداند از جرائمش بازخواستش میکنند و پاداش کارهای نیکش را میدهند. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 116 )

امام حسین (علیه السلام) :
مردی از اهالی کوفه در ضمن نامه ای به حضرت امام حسین (علیه السلام) نوشت : مولای من بفرمایید خیر دنیا و آخرت چیست ؟ حضرت حسین (علیه السلام) در جواب او نوشت : بسم الله الرحمن الرحیم ، هرکس جویای رضای خدا باشد ( مردم با او خشمگین میشوند ) و خداوند به جای مردم کارهای او را اصلاح میکند ، و هرکه جویای رضای مردم باشد و ( با به خشم آوردن خدا ) خداوند او را به مردم واگذار میکند. ( و مردم او را وا می گذارند ).   بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 115 )


امام حسین (علیه السلام) : مردی به خدمت امام حسین (علیه السلام) رسید و گفت : من شخصی گناهکار هستم که نمی توانم خود را از معصیت نگه دارم ، مرا پند و اندرزی بده ، حضرت حسین (علیه السلام) فرمود : پنج کار را انجام مده بعد هر گناهی مایلی بکن : 1.از رزق و روزی خدا نخور هر گناهی مایلی بکن . 2. از ولایت خدا خارج شو هر گناهی می خواهی بکن . 3. جایی را پیدا کن که خدا ترا نبیند هرچه می خواهی بکن . 4 . وقتی ملک الموت برای گرفتن جانت ( قبض روحت ) آمد جلوگیری از او بکن . 5 . وقتی مالک دوزخ تو را داخل جهنم کرد داخل نشو هرگناهی مایلی انجام ده.   بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 115 )

امام حسین (علیه السلام) : بپرهیز از اینکه کاری انجام دهی که مجبور شوی عذر خواهی کنی از آن ، زیرا مومن خطا نمی کند تا معذرت بخواهد ، اما منافق پیوسته هر روز خطا میکند و معذرت میخواهد.   بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 112 )

امام حسین (علیه السلام) : سلام کردن هفتاد ثواب دارد که شصت و نه ثواب آن متعلق به کسی است که سلام میکند و یک ثواب متعلق به کسی است که جواب سلام را میدهد.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 112 )
امام حسین (علیه السلام) : بخیل کسی است که از سلام کردن بخل ورزد.  تحف العقول صفحه 253
امام حسین (علیه السلام) : در ضمن دعای عرفه عرض می‌کند : خدایا ، مرا از تمام اعضا و جوارحم بهره ‌مند فرما و چشم و گوش مرا وارث من قرار ده ، یعنی تا موقع مرگ مرا از کوری و کری و نقص عضو محفوظ بدار. الحدیث جلد 2  صفحه 26
مردی به حضرت امام حسین (علیه السلام) گفت : بنشینید تا با هم در موضوع دین مناظره و بحث کنیم، حضرت فرمود: من به دین خود بینا هستم و هدایت الهی بر من آشکار است، اگر شما از دین بی‌اطلاعید، خود در طلب آن بروید و بیاموزید. سپس فرمود: مرا با  مراء و خصومت چکار؟ این شیطان است که در ضمیر آدمی وسوسه می‌کند و می‌گوید با مردم در امر دین مناظره کن و بحث نما تا درباره‌ات گمان ناتوانی و نادانی نبرند. الحدیث جلد 2  صفحه 52

عیاشی و دیگران روایت کرده اند که روزی امام حسین (علیه السلام) به جمعی از فقرا گذشت که عباهای خود را روی زمین انداخته بودند و نان خشکی در پیش داشتند و می خوردند چون حضرت را دیدند او را دعوت کردند به سر سفره ، حضرت از اسب خویش فرود آمد و فرمود خداوند متکبران را دوست نمی دارد و نزد ایشان نشست و با ایشان غذا تناول فرمود ، به فقرا گفت من چون دعوت شما را اجابت کردم شما نیز دعوت مرا اجابت کنید و ایشان را به خانه برد و به جاریه خویش فرمود که هرچه برای مهمانان عزیز ذخیره کرده ای حاضر ساز و ایشان را ضیافت کرد و انعامات و نوازش کرده.  منتهی الآمال جلد 1 صفحه 342

در مقتل خوارزمی و جامع الاخبار روایت شده است که مردی اعرابی به خدمت امام حسین (علیه السلام) آمد و گفت یابن رسول الله (صلی الله علیه و آله) ضامن شده ام ادای دیت کامله را و ادای آنرا قادر نیستم ، لاجرم با خود گفتم که باید سوال کرد از کریمترین مردم و کسی کریمتر از اهل بیت رسالت (صلی الله علیه و آله) گمان ندارم ، حضرت فرمود ای برادر عرب من سه مسئله از تو می پرسم اگر یکی را جواب گفتی ثلث آن مال را به تو عطا میکنم و اگر دو سوال را جواب دادی دو ثلث مال خواهی گرفت و اگر هر سه را جواب دادی تمام آن مال را عطا خواهم کرد ، مرد اعرابی گفت یا بن رسول الله چگونه روا باشد که مثل تو کسی که از اهل علم و شرفی از این فدوی که یک عرب بدوی بیش نیستم سوال کند ، حضرت فرمود که از جدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شنیدم که فرمود : المعروف بقدر المعرفته ، باب معروف و موهبت به اندازه معرفت به روی مردم گشاده باید داشت ، مرد اعرابی عرض کرد هرچه خواهی سوال کن اگر دانم جواب می گویم و اگر نه از شما فرا می گیریم (( ولا قوة الا الله )) حضرت فرمود که افضل اعمال چیست ؟ گفت ایمان به خدای تعالی.حضرت فرمود : چه چیز مردم را از مهالک نجات می دهد ؟ مرد اعرابی گفت توکل و اعتماد بر حق تعالی.امام فرمود : زینت آدمی در چه چیز است ؟ مرد اعرابی گفت علمی که به آن عمل شود.حضرت فرمود : اگر به دین شرف دست نیابد ؟ عرض کرد مالی که با مروت و جوانمردی باشد.حضرت فرمود که اگر این را نداشته باشد ؟ گفت فقر و پریشانی که با آن صبر و شکیبایی باشد.حضرت فرمود اگر این را نداشته باشد ؟ مرد عرض کرد صاعقه ای از آسمان فرود بیاید و او را بسوزاند که او لیاقت غیر این را ندارد.پس حضرت خندید و کیسه ای که هزار دینار طلای سرخ داشت نزد او گذاشت و انگشتری عطا کرد او را که نگین آن دویست درهم قیمت داشت و فرمود که با این طلاها دِین خود را بده و این خاتم را در نفقه خود صرف کن. مرد اعرابی آن طلاها را برداشت و آیه مبارکه را تلاوت کرد : (( الله اعلم حیث یجعل رسالته )) {خداوند داناتر است به اینکه رسالتش را در کدام خانواده قرار دهد}.  منتهی الآمال جلد 1 صفحه 344

 حضرت امام حسین (علیه السلام) : عبادت ‌کنندگان سه گروهند: 1- گروهی خداوند را به انگیزه رسیدن به پاداش و دست‌یافتن به نعمتهای نامحدودش عبادت می‌کنند، این دسته از عبادت‌کنندگان مانند سوداگران سودجو است. 2- بعضی خداوند را از ترس عذاب می‌پرستند و عبادت می‌کنند که این دسته از عبادت‌کنندگان در خور بردگان زرخرید است. 3- و کسانی هستند که خداوند را به منظور شکرگزاری و انجام یک وظیفه انسانی پرستش می‌نمایند ( خداوندا من تو را عبادت می‌کنم چون لایق پرستش و عبادت هستی ) این دسته از عبادت‌کنندگان عبادت انسان‌های احرار و آزادگان است و چنین عبادتی افضل و برتر از تمام عبادات است. الحدیث جلد 3 صفحه 276



ادامه مطلب
[ ۱۳٩٢/۸/۱٧ ] [ ٦:۳٠ ‎ق.ظ ] [ پرتو حبیبی ]

ویژگی های تقویمی آن زمان


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٢/۸/٩ ] [ ٥:۱٠ ‎ب.ظ ] [ پرتو حبیبی ]

  یکی از معجزات قران سورة مبارکه الرحمن: ( ۱۹)دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کننداما میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی کنند..(۲۰)

همچنین سوره مبارکه فرقان آیه ۵۳:
« و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً» و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد این یکی شیرین و آن یکی شور و تلخ است ومیان آندو حریمی استوار قرار داد.

محل رخداد این زیبایی،شهر توریستی اسکاگن؛ شمالی ترین شهر دانمارک است . . .جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم می پیوندند.  در حالی که دو دریای  مختلف با هم یکی نمی شوند.

 

[ ۱۳٩٢/۸/۸ ] [ ٤:٢۳ ‎ب.ظ ] [ پرتو حبیبی ]

 گاهی یک کلمه حرف، اگر درست گفته  شود از  نظر تربیتی برای آن ها تاثیر زیادی دارد و برعکس گفتن بعضی  حرف ها ممکن است روحیه آنها را تخریب کند.

عده ای از روان شناسان و متخصصان تعلیم و تربیت، بعد از مطالعات فراوان، بر روی گروهایی از کودکان به نتایجی رسیده اند . متخصصان توصیه کرده اند که موقع حرف زدن با کودک نباید روی جنبه های منفی تاکید کنید.



ادامه مطلب
[ ۱۳٩٢/۸/٦ ] [ ٧:٢٠ ‎ق.ظ ] [ پرتو حبیبی ]

من معلم هستم کسی که راه را از چاه نشان می دهد سحر و جادویی در کار نیست من قادر نیستم روی آب راه بروم . دریا را هم نمی توانم بشکافم من فقط بچه ها را دوست دارم ...

[ ۱۳٩٢/۸/٦ ] [ ٧:۱٢ ‎ق.ظ ] [ پرتو حبیبی ]

[ ۱۳٩٢/۸/٦ ] [ ٧:٠٦ ‎ق.ظ ] [ پرتو حبیبی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

طراح سایت دبیر علوم اجتماعی تهران م 11:
موضوعات وب
 
امکانات وب
p style="text-align: center;">استخاره با قرآن
استخاره با قرآن